باغ ارم | نمایی از پارس


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 9 آبان 1388 ساعت 23:00
حافظیه | نمایی از پارس


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 9 آبان 1388 ساعت 22:58
چهارشنبه سوری | آداب و رسوم پارسیان
چهارشنبه آخر سال را چهارشنبه سوری می گويند و مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم مقداری بوته خار درخانه ها فراهم می شود و کوچک و بزرگ از روی آن می پرند و می گويند :
 

زردی من از برای تو ٭

٭ سرخی تو از برای من

در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از …) می خوانند. بعضی از زنان عقيده دارند اگر شب چهارشنبه سوری فال بگيرند فالشان درست در می آيد از اين رو به ويژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگيرند در سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبيند در تاريکی يا دالان خانه می ايستادند و به گفت و گوی عابرين گوش می دادند. اگر عابرين سخنانی اميد بخش در مورد عقد، عروسی، معامله ای سودآور، خبر خوشی که شنيده اند، مژده ای که داده اند، فرزندپسری که گيرشان آمده بيان می کردند به فال نيک گرفته می شد و نويد آن بود که سالی نيکو و پراز شادی و سرور در پيش است و اگر برعکس از اختلاف، نزاع، مرگ، ضرر، ناخوشی، خبرهای ناگوار گفت و گو می شد نشان اين بود که سال نو سال نيکوئی برای فال گيرنده نيست. در قديم بعضی اوقات زنان کاسه ای را بر می داشتند و به در خانه اين و آن می رفتند و با پول يا فلز يا شیء به کاسه می زدند که صدای تصادم شیء و کاسه شنيده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بيايد دم در. وقتی صاحبخانه می آمد و آنها را می ديد حرفی رد و بدل نمی شد اگر صاحبخانه می رفت و برايشان شيرينی و آجيل می آورد نشان خير و برکت بود و اگر نه بر عکس. زنان شيراز درسابق عقيده داشتند که در شب چهارشنبه سوری بايد حتماً به سعديه رفت و در آب سعديه آب تنی کرد. پيرزنان با نشاط قديمی شيراز، در شب چهارشنبه سوری بزک نموده و مجلس عيشی روبراه می کردند در اين مجلس از ترانه های محلی خوانده می شد و دايره نيز می زدند و همه ابراز سرور می کردند.



برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 9 آبان 1388 ساعت 22:53
مرگ | آداب و رسوم پارسیان
حمل جنازه :
وقتی همه دوستان و بستگان در منزل متوفی جمع شدند و تابوت نيز آورده شد مفرشی می گسترند و يک نفر زير سر مرده و يک نفر دو پای او را و دو نفر ديگر زير کمرش را می گيرند و اورا از جا بلند کرده روی مفرش می گذارند و حوله سفيدی رويش می کشند. زمانی که می خواهند مرده را به سوی گورستان حمل کنند چهار نفر گوشه جنازه را می گيرند ولی سه بار آن را بر زمين بايد بگذارند يک بار در آستانه در اطاقی که متوفی در آن درگذشته، يک بار در کف حياط منزل و بار سوم در دالان و کنار در خروجی خانه و اين در حقيقت خداحافظی مرده است از خانه ای که درآن می زيسته و در آن در گذشته .
زمانی که جسد ميت از خانه خارج می شود بايد نخست سر او را از خانه بيرون کنند معمولاً تابوت را کمتر وارد خانه می کنند و ورود آن را به خانه خوش يمن نمی دانند و آن را دم در کوچه می گذارند.
وقتی مرده را داخل آن گذاشتند تابوت را بر روی دوش حمل می کنند و پشت سر تابوت و در جلو جمعيت و تشييع کنندگان پشت سر آنها حرکت می کنند و مردی که نان و خرما را حمل می کند مرتباً با صدای بلند می گويد ( لا اله الا الله ) و مرده را فوق العاده سريع حرکت می دهند و هر کس با تابوت روبرو شود موظف است و بايد حتماً اگر هفت قدم هم باشد مرده را همراهی کند و هر کس پايه تابوت را روی شانه خود بگذارد اجری بزرگ برای خود ذخيره کرده و به همين نظر است که موقع حمل تابوت مردم برای روی دوش گرفتن آن از يکديگر سبقت می گيرند و پس از رسيدن به غسالخانه صاحب مرده موظف است پول حمام کسانی را که مرده قبل از شستن لمس کرده اند بپردازند.
 
شستن مرده :
ممکن است متوفی به طور کتبی يا شفاهی وصيت کرده باشد که شخص معين او را بشويد در اين صورت طبق وصيت عمل می شود اما اگر چنين وصيتی نشده باشد مرده در گورستان به وسيله مرده شوی شسته می شود. برای اين کار جسد مرده را روی سنگ تن شور می گذارند و مشغول می شود. بعد لباس او رابه آرامی در می آورند و در اين هنگام سوره ياسين و دعای عدليه نيز خوانده می شود. بعد که مرده برهنه شد او راسه بار بايد بشويند دفعه اول با سدر، دفعه دوم با کافور و دفعه سوم با آب خالص، در مرتبه سوم غسل ميت از طرف مرده شوی صورت می گيرد. بعد از غسل دو چوب نخل به طول تقريبی 20 سانتی متر زير بغل مرده می نهند و معتقدند که عصای روز قيامت او خواهد شد بعد باآب تربت شکل هايی روی صورت مرده می کشند و برای او اشهد می خوانند. بعد وی را کفن می کنند و بعد از کفن کردن او را دفن می کنند و يکی از آقايان تلقين می خواند بعد از دفن همه آنهايی که جنازه را تشييع کرده اند به خانه متوفی صاحبان عزا باز می گردند. شب که شد حوله سفيدی را درگوشه اطاقی که متوفی شب پيش در آن بوده می گسترند. لاله يا چراغی نيز روشن می کنند و درست به جای شخصی متوفی می گذارند و درظرفی مقداری آب و شکر کرده و سه تا برگ سبز در آن می اندازند و در کنار لاله ها می گذارند روز دوم نيز از چند تن از بستگان و دوستان با ناهار پذيرايي می شود و عصر مقداری حلوا درست می کنند و کمی از آن را در کاسه کرده سر جای مرده می گذارند چون معتقدند که روح سرگردان و آواره مرده به دنبال جسدش می گردد.
درچنين مجالسی معمولاً کمتر سخن گفته می شود و همه به صدای قاری که قرآن می خواند گوش می دهند. معمولاً سنگ قبر در روز هفتم يا سی ام يا چهلم انداخته می شود .
مراسم سی ام که در سی روز بعد از مرگ متوفی صورت می گيرد بسيار ساده است و خانوادگی مراسم چهلم علاوه براين که به صورت مجلس مجللی برگزار می گردد که معمولاً يا در حرم شاهچراغ (ع) يا حرم سيد مير محمد (ع) يا صحن و داخل شاه داعی الله يا مقبره علی بن حمزه (ع) صورت می گيرد و شبيه ختم است. در اين روز بر سر قبر متوفی نير مراسمی انجام می گيرد از ويژگی های مراسم چهلم ساختن حلوای چهل تکيه است ( پختنی ها) اين حلوا را روی قبر می گذارند و اسپند و کندر دود می کنند.
 
سر سال :
روزی که درست يک سال از مرگ متوفی گذشته افراد خانواده مقداری حلوا درست می کنند و به قبرستان می برند و در ميان قاری و افراد مستمند قسمت می کنند.


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 9 آبان 1388 ساعت 22:52
خواستگاری و نامزدی | آداب و رسوم پارسیان
برای عقد و عروسی نخست بايد خواستگاری و نامزدی انجام پذيرد و از اين رو به ترتيب از نخستين روز های خواستگاری و نامزدی تا پايان عروسی مراسم انجام می گيرد.
٭٭ناف برون :
از شيوه های بسيار قديمی نامزدی و خواستگاری در سابق ناف بران بوده است. بدين ترتيب که چون زنی دختری می زاييد ناف دختر را هنگام تولد به نام يکی از پسران فاميل مانند پسر خاله، پسرعمه و غيره می بريدند. روش کار اين بوده است که ناف دختر را روی پای پسر می گذاشتند و با گفتن جمله (پای هم پيرشن) آنها را نامزدی می کردند. ضمناً يک جعبه شيرينی شامل کلوچه، مسقطی، بيسکويت و يک سينی کوچک پر از نقل خراش از طرف مادر پسر آورده می شد و نقل را يکی از زنان محترم و مسن با نعلبکی در ميان حاضرين قمست می کرد ولی جعبه شيرينی ويژه مادر دختر بود. البته به ديگران تعارف می شد ولی کسی از آن بر نمی داشت. بعد از ناف برون همه حاضرين می گفتند (مبارک، مبارک، پای هم پير شن) کلkel می زدند و ديگر دختر و پسر نامزد می شدند.
سن پسرممکن بود که يک ماه تا 5 سال باشد. اين شيوه نامزدی در حال فراموشی است.
٭٭خواستگاری :
از ديگر روش های خواستگاری اين است که چون پسر بالغ شود، پدر ومادرش خود را موظف می دانند که او را زن بدهند و اصولاً عيال گرفتن برای فرزند يکی از آرزوهای بزرگ آنهاست. برای اين کار، مادر، خواهر، عمه، خاله و خلاصه زنان نزديک و صميمی خويشاوند اين طرف و آن طرف پی جورpey jor دختری نجيب و با کمال و خوشگل می شوند و حتی به دلاله زنان نيز می سپارند که دختری خوب برايشان پيدا کند و دلاله زنان هم معمولاً هميشه چند جوان و چند دختر آماده ازدواج را زيرچاق (زير سر) دارند. همين که دختری برای پسر در نظر گرفته شد, موضوع را به پسر می فهمانند بالاخره بی خبر قبلی به خانه ای که در آن سراغ دختر دارند رفته و در می زنند. بعضی اوقات دلاله زن هم با آنهاست .
وقتی به در خانه دختر رسيدند به کسی که در را می گشايد می گويند ما سراغ دختری را پيش شما کرديم و آمديم که پسر ما را به غلامی بپذيرد. صاحبخانه چنان که حاضر به گفتگو در اين مورد باشد و آنها را از نظر نسب و فاميل و طايفه و کس وکار بشناسد می گويد منز ل خودتان است، سرافزار بفرماييد، قدم بر چشم و آنها را به اطاق پذيرايي يا نشيمن راهنمايي می کنند. البته چه بسا اوقات که همان دم در عذر آنها را می خواهند و بعضی اوقات برای ابراز مخالفت با پيشنهاد از مهمانان ناخوانده پذيرايی نمی کنند. ولی اگر موافق به گفت و گو باشند پس از ورود به اتاق گفت و گو ها گل می کنند. در اين مجلس سوای دو سه تن از زنان نزديک داماد و زنان و دخترانی که درآن خانه اند کسی حضور ندارد.
درضمن به خواهر پسر گل دوسی (GOLDUSI) مادر پسر را آغا دوسی (AGHADUSI) عمه پسر غنچه دوسی (GHONCEDUSI ) و خاله و زن عموی پسر را بهار دوسی (BAHARDUSI ) می گويند.
بعد از آمدن اقوام داماد که برای خواستگاری آمده اند دختر بايد جلو برود و شانه همه آنها را يکی يکی ببوسد و خوش آمد بگويد و آنها هم صورتش را می بوسند.
بعد از نشستن, از آنها پذيرايي می شود دختر ممکن است کمرويي کندن و يا حاضر به آمدن درآن مجلس ديدار نباشد و در اين گونه اوقات مادرش با جملاتی مانند ( دختر پل است و خواستگار رهگذر ) يا ( هرچی در عالمه در آدمه ) يا ( ماکه نمی خواهيم تو را ترشی بندازيم ) يا ( همه بايد بالاخره عروسی کنند و به خانه بخت بروند ) يا ( بخت فقط يک دفعه در خانه آدم را می زند ) و او را راضی می کنند وی نيز با چای وارد می شود و در اين هنگام زنان از خانواده دختر می خواهند که وی چادر را از سرش بردارد و درآخر همه موقع خداحافظی صورت دختر را می بوسند تا هم عزيزش داشته باشند و هم دريافته باشند که دهانش بدبو نيست. البته در اين مجالس ميوه و شربت نمی آورند و تنها با چای پذيرايي می کنند و عقيده دارند که اگر خيلی پذيرايي کنند حمل بر آن می شود که از دخترشان سيرند و می خواهند هرچه زودتر او را شوهر دهند. ضمناً عقيده دارند که در اين مراسم به هيچ وجه نبايد از مهمان با هندوانه پذيرايی کرد زيرا سرد است و خواستگاری به هم می خورد در اين جلسه از طرف خانواده عروس درباره خود داماد و خانواده او سؤالاتی می شود. بعد از آن خانواده عروس به تحقيق و تفحص درباره خانواده داماد، وضعيت شغل و غيره ... می پردازند و بالاخره تصميم می گيرند که به خواستگار جواب مثبت بدهند يا منفی. چند مدت بعد از طرف خانواده داماد به خانواده عروس خبر می دهند که برای گفتگو به خانه آنها خواهند رفت و اگر خانواده عروس در اثر تحقيقات منصرف شده باشند عذر می آورند که (حالا دير نشده تا بعد) يا فعلاً تصميم به شوهر دادن دختر نداريم و جملاتی از اين قبيل و اگر هم تصميم به موافقت گرفته باشند وقت را معين کرده و به آنها اطلاع می دهند تا به آنجا بروند. بعضی اوقات هم دختر و پسر يکديگر را می بينند بعد از آشنايي با دختر يا پسر، پسر, خانواده خود را به خواستگاری می فرستد و مجلس خواستگاری صرفاً پيرامون نحوه ازدواج و اين که خانواده عروس چه نظری و چه شرايطی دارند گفتگو می شود نخستين ديدار بستگان داماد را با عروس برای خواستگاری به هر نحو که باشد (پسند) هم می گويند که مراد پسند دختر است برای ازدواج با پسر.
٭٭مهر برون :
مراد بريدن و قطع و تعيين کردن ميزان و مبلغ مهريه است. مجلس مهر برون در خانه عروس تشکيل می شود جمعی از بستگان نزديک طرفين و احياناً يکی دو نفر از محترمين و سرشناسان خوش نام و مورد اعتماد نيز در جلسه بنا به دعوت هر يک از طرفين حاضر می شوند نخست گفتگوهای بسياری درباره عروسی ها و عقدها و مراسم مختلف به ميان می آيد و بالاخره يکی از بستگان داماد سر صحبت را در مورد مهريه باز می کند و هر کس مبلغی را می گويد و بالاخره بعد از اتمام گفتگو ها مهريه تعيين می شود و ميزان پول حمام که مبلغی است که بايد از طرف خانواده داماد به خانواده عروس نقداً پرداخت شود و معمولاً ده يک ميزان مهريه است.
درضمن علاوه بر مهريه يک جلد کلام الله مجيد و يک سکه طلا و مقداری نمک طعام و ابريشم خام نيز معمولاً روی مهريه است و در همين مجلس است که موضو ع تعداد لباس هايي که بايد برای عروس ازطرف داماد فراهم و هديه شود مطرح می گردد. زمانی که گفتگوها به خوبی و خوشی پايان يافت و توافق در همه زمينه ها صورت گرفت يکی از بستگان محترم عروس با صدای بلند می گويد (انشاءالله مبارک است) و زنان کل می زنند در اين مجلس از حاضرين با لوز و باقلوا، کلوچه، مسقطی، نقل، آب نبات، شکلات، ميوه، شربت و چای پذيرايی می شود و همه آرزو می کنند که عروس و داماد پای هم پير شوند و خير ببينند.
٭٭خريد لباس :
نحوه خريد لباس برای عروس در سابق و حالا فوق العاده متفاوت است و از نيم قرن پيش تا کنون دگرگونی های خاص و قابل توجهی در آن پديد آمده در سابق برای خريد لباس، اول ساعت خوب می کردند و برای اين کار دست به دامن علما می شدند چون بعضی از ساعات و بعضی از روزها را برای اين قبيل امور مناسب و بعضی را غير مناسب می دانستند و پرسش از عالم, قضيه را روشن می کرد. بعداز آن که ساعت خوب می شد چند نفر مانند مادر داماد، خواهر داماد، مادر عروس، خاله عروس برای خريد به راه می افتادند و يکسر به بازار وکيل می رفتند و خريدهايي به اين شرح می کردند:
کفش، دم پايي، جوراب، شلوار، پارچه، چارقد يا روسری سفيد يا صورتی، کمربند برای روی چادر، پارچه برای دو تا روبنده ولی امروز خريدتفاوت زيادی با قبل دارد .
٭٭رخت برون :
مقصود, بريدن پارچه برای لباس عروس است درسابق روز رخت بران معمولاً دو سه روز بعد از خريد تعيين می شد بدين طريق که از طرف خانواده داماد به خانواده عروس خبر می دادند که می خواهند برای رخت بران به آنجا بروند در اين مجلس همراه پارچه ها مقداری نقل و قيچی بود که خياط هنگام بريدن پارچه می گفت: (چادر بخت مبارک باشد) و بعد همه حاضرين کل می زدند و نقل روی سر عروس می پاشيدند و هريک جمله ای دال بر تبريک بر زبان می آوردند مانند (سبزبخت باشی ) پای هم پيرشويد و غيره ... در اين مجالس واسونک هايي نيز خوانده می شد مانند :
 

هر که بشه زن کاکم مثل گل می بوسمش

يل مخمل فرنگی من خودم می دوزمش

غم خور گل عزيزم، تو گل راجونمی

هر چی دارم سی تو دارم تو عزيز خونمی

 
٭٭بله برون :
اين مراسم که بعد از رخت بران قرار دارد و در واقع دعوت ميهمانان برای عقد و عروسی است که مادر و خواهر عروس به خانه خويشاوندان می روند همراه با نقل و آنها را دعوت می کنند اگر اقوام تمايل به آمدن به عروسی داشتند از نقل ها می خورند در غيراين صورت از آنها تشکر می کنند و تبريک می گويند ولی نقل نمی خورند


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 9 آبان 1388 ساعت 22:51
تهران(طهران قدیم)/رسوم سنتی وباورهای مردم | تـهــــــــــران

توضیحی در مورد رسم ورسوم نذری /آشپزان/سمنوپزان

یکی از مراسم و آداب مردم تهران قدیم،‌ پختن و توزیع انواع نذری ها میان اهل محل بود. این نذرها عبارت بودند از پلو خورش ،‌شله زرد،‌ آش شله قلمکار،‌ حلوا به اضافه شربت و سایر مخلفات،‌ نذری پلو عبارت بود از پلوی ساده که گوشت و ادویه،‌ خورشت آن می گردید و وقتی آماده می شد تقسیم آن یا به وسیله قابلمه یا بادیه های مسی بود و یا اینکه وقتی فقرا به در خانه نذری پز می آمدند پلو را در یک نان سنگک ریخته به دست طرف می دادند. عده ای هم بودند که علاوه بر اینها آش شله قلمکار و یا آش رشته و شله زرد نذر می کردند و بعضی هم بودند که فقط نان و ماست نذری آنان بود. بعضی از خانواده ها سمنو نذر می کردند و طرز پخت آن عبارت بود از: مقداری گندم سبز شده که مقداری آرد به آن اضافه کرده و بعد فندق و بادام و گردوی پوست دار در آن می ریختند. نکته قابل ذکر این است تکه جماعتی از مردم تهران قدیم بودند که ، قبل از پختن نذری، یک دیگ بزرگ در حالی که سینی بزرگی بر روی آن قرار داده بودند در جلوی خانه خود می گذاشتند تا هر کسی که میل دارد برای کمک به پختن آش نذری پولی به سوی سینی بیاندازد.

آشپزان

از زمان فتحعلی شاه یک رسم سنتی بر قرار شد که سال ها بر قرار بود و ادامه داشت و
    آن هم ریختن آش شله قلمکار در سرخه حصار بود و تشریفات فوق العاده جالبی داشت. این آش را در گردش ایام عید، می پختند و گویا جزو تشریفات تحویل سال نو بوده است. در هنگام آشپزان به قرار معلوم،‌ ظروف می باید شکسته شود و میوه و شیرینی ها به تاراج برود و در این روز بعضی کنیزان را در حوض آب می انداختند که با هم در آنجا کشتی بگیرند و بعد که بیرون می آمدند پول های نقره و طلا را به هوا می انداختند و و خواجه ها و غلام بچه ها بهم می ریختند تا سکه های زیادی به چنگ آورند و در این گیر و دار جامه ها پاره و دریده می شد.

سمنو پزان

قبل از فرارسیدن نوروز، از اعمالی که کما بیش در گوشه و کنار انجام می شد مراسم سمنوپزان بود. پختن سمنو با آداب خاصی انجام می شد و این سمنوپزان نه تنها، قصدی بود برای درست کردن یکی از اجزای سفره هفت سین، بلکه ، نذری برای برآوردنه شدن حاجات بود. همچنین، گذشتگان بر این عقیده بوده اند که سمنو توان و نیروی مرد خانه است و اگر به هنگام نوروز، در خانه ای درست نشود‌ در سال جدید، مرد خانه خواهد مرد! نذری ها برای برآورده شدن نیازها و دست حاجتی به سوی خدا و معصومین و امامزاده ها بود. هر نوع نذری معمولا به یک موضوع اختصاص داشت، مثلا پختن شله زرد اختصاص به امام حسن( ع)،؛ آش شله قلمکار ویژه امام زین العابدین( ع) و سمنو نیز به فاطمه زهرا(‌س) اختصاص داشت. به عنوان مثال: زنی برای بچه دار شدن و یا مادری برای گشایش بخت دخترش ممکن بود که چنین نذرهایی بکند. نذر کنندگان هنگام خواستن حاجت خود چند سالی را مشخص و نیت می کنند که در صورت برآورده شدن خواهششان این چند سال را اقدام به پختن غذای مورد نظر بنمایند و گاهی هم زنان، پیش از آنکه آرزوهایشان برآورده شود،‌نذر خود را انجام می دادند. عده ای از زنان که به خاطر دلایلی امکان پختن سمنو را نداشتند نذر می کردند که در پختن سمنوی کس دیگری که اقدام به این کار می کند ‌شریک شوند و یا به او مساعدت کنند. به عنوان نمونه نذر می کردند که بادام یا گندم سمنوی فلان خانم را تامین نماید و برای صاحب سمنو پیغام می فرستادند که نذر ما فلان چیز است پس به هنگام پختن سمنو، ما را هم خبر کنید



 



برچسبها : تهران - طهران - قدیم - رسوم - سنتی - وباورهای - مردم
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 20 شهريور 1388 ساعت 13:07
مشاهیر تهران /هنرمندان | تـهــــــــــران

محمد غفاری (کمال‌الملک) از هنرمندان به نام عصر قاجار است. وی در سال ۱۲۲۴ ، در تهران به دنیا آمد. در همان سال و در شش ماهشگی ، خانواده‌اش وی را همراه خود به یکی از قرای کاشان بردند. 
خانواده‌ی او اهل هنر بودند، مخصوصاً عمویش «صنیع الملک» از نقاشان زبر دست بود، که کمال‌الملک همراه او، در سال ۱۲۳۴، به تهران آمد و در مدرسه‌ی دارالفنون به تحصیل پرداخت که در ضمن آن نقاشی هم می‌کرد تا جایی که تابلوهای او توجه ناصرالدین شاه را جلب کرده و او را به دربار برد و لقب «کمال‌الملک» را به او داد.  ظهور او در عرصه نگارگری با ابداعات و نوآوری‌های او، در سبک و روش، فصل تازه‌ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود. او با کشیدن تابلوی «تالار آیینه»، که از شاهکارهای وی به شمار می‌آید، از سوی ناصرالدین شاه به لقب کمال‌الملک ملقب شد. 
در سال ۱۳۰۰، از ناحیه‌ی یک چشم نابینا شد و به خاطر درگیری‌هایی که در فاصله بین سال‌های ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۶ ، با وزرای معارف دولت وقت داشت مجبور به دادن استعفا شد که با شروع دوران بازنشستگی به نیشابور عزیمت و روستای حسین‌آباد را برای اقامت برگزید. این نقاش بزرگ و به نام ایرانی در سال ۱۳۱۹ ، درگذشت و در آرامگاهش واقع در جوار آرامگاه عطار نیشابوری و در باغی در حومه شهر نیشابور به خاک سپرده شد. آرامگاه وی در سمت غرب آرامگاه خیام و به فاصله‌ی حدود دو کیلومتر از آن قرار دارد که طرح بنای آن یادبودی از هوشنگ سیحون می‌باشد. 
 از این هنرمند و نقاش تهرانی حدود ۸۱ اثر نفیس و گران‌بها ، به جا مانده که از آن جمله به حوض خانه صاحبقرانیه، گربه و قفس قناری، شکارگاه، منظره خیابان دوشان تپه، میدان کربلای معلا، پرتره را مبراند، پرتره‌های خودش، دور نمای دماوند، تکیه دولت، خانه سنگی، خانه دهاتی، کبک بی جان و پرنده الوان می توان اشاره کرد.


تاریخ نگار زندگی کمال‌الملک: 
۱۲۲۶ : تولد کمال‌الملک در تهران. ۱۲۲۶ : سفر به کاشان در سن شش ماهگی.  ۱۲۳۴ : سفر به تهران برای تحصیل.     ۱۲۳۵ : ورود به مدرسه دارالفنون.     ۱۲۴۲ : ورود به دربار به دستور ناصرالدین شاه.     ۱۲۵۵ : گرفتن لقب نقاش باشی.     ۱۲۵۸ : گرفتن لقب نقاش باشی خاصه.     ۱۲۶۲ : ازدواج با زهرا خانم.     ۱۲۶۲ : به دنیا آمدن دخترش (نصرت).     ۱۲۶۷ : متهم شدن به دزدی هنگام کشیدن تابلوی تالار آیینه.     ۱۲۶۹ : گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصرالدین شاه.     ۱۲۷۲ : شروع به آموختن زبان فرانسه.     ۱۲۷۳ : سفر به اروپا و اقامت در ایتالیا.     ۱۲۷۴ : ورود به پاریس. 
۱۲۷۶ : دیدار با مظفر الدین شاه در فرانسه.     ۱۲۷۷ : چاپ زندگی نامه کمال‌الملک در روزنامه شرافت (شماره شصت).     ۱۲۷۷ : بازگشت به ایران و گرفتن نشان درجه اول و حمایل سبز مخصوص دربار.     ۱۲۷۸ : سفر به عراق هم زمان با سفر مظفرالدین شاه به خارج. 
۱۲۸۰ : بازگشت به ایران و تمارض مصلحتی به سکته.     ۱۲۸۵ : مرگ مظفرالدین شاه و خوب شدن سکته استاد!     ۱۲۸۷ : پیشنهاد تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه به دولت. 
۱۲۹۶ : درگذشت پسرش حسین علی خان.     ۱۲۹۷ : درگذشت همسرش.     ۱۲۹۸ : درگذشت مادرش.     ۱۳۰۰ : نابینا شدن یک چشمش.    ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۶ : درگیری کمال‌الملک با وزرای معارف دولت وقت.     ۱۳۰۶ : استعفا، آغاز بازنشستگی و اقامت در حسین‌آباد نیشابور.     ۱۳۱۹ : درگذشت کمال‌الملک.

 
 
  
 
خاطره‌ای از استاد: 
کمال‌الملک برای تحصیل به خارج می‌رود و در طی آن سال‌ها استادی زبردست می‌شود. روزی مظفرالدین شاه همراه اتابک، وزیر وقت، برای بازدید از کمال الملک به خارج سفر می‌کند و محو تماشای آثار بدیع استاد می‌شود. 
مظفرالدین شاه از وی درخواست می‌کند که به ایران بازگشته و برای وی تصویر زنان برهنه را ترسیم کند تا شاه را خوش آید که با مخالفت استاد روبه‌رو می‌شود. اتابک به منظور تخریب استاد به شاه می‌گوید که این آقا با خرج بیت‌المال تحصیل می‌کند و از اوامر شما سرپیچی می‌نماید. مظفرالدین شاه در جواب می‌گوید: « این‌ها (خارجی‌ها) صدراعظمی مثل بیسمارک دارند؛ باید نقاششان هم کمال‌الملک باشد. ما که صدراعظم احمقی مثل تو داریم باید نقاش‌مان هم از این آدم‌های پاپتی باشد.»




برچسبها : مشاهیر - تهران - هنرمندان
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 20 شهريور 1388 ساعت 12:57
کف بینی رسوم سنتی وباورهای مردم | تـهــــــــــران
در این روش فرد فالگیر، از روی خطوط کف دست افراد،‌ آینده آنها را پیش بینی می کند. فالگیرها بر روی هر یک از خطوط موجود در کف دست، اسامی‌ مشخص را گذرده اند که از آن جمله اند: خط سر،‌ نشانه قوای ذهنی،؛ خط زندگی که نشان دهنده طول عمر انسان است؛ خط تقدیر یا سرنوشت که خط خورشید است و به آن خط موفقیت با خط درخشش نیز می گویند و خط قالب،‌ که روشن کننده حالات قلبی و احساسی می باشد.
    فالگیران به غیر از پیش بینی آینده معمولا اکثرشان به کار دعا و طلسم نویسی نیز اشتغال داشته اند و برای این کار از جداول و یا کتاب هایی استفاده می کرده اند که یکی از آنها کتابی است به نام جوامع الدعوات که در آن به بیان خیلی از این دعاها و طلسمات پرداخته شده است و نمونه هایی از آن به شرح زیر است:
    دعاهای چشم زخم اطفال،‌ دعا در زیاد شدن شیر مادر،‌ برای آسانی وضع حمل،‌ برای رفع زلزله،‌ برای سیاه سرفه،‌ آبله کودکان،‌ برای طلب فرزند، دعای زبان بند،‌ دعای احضار اجنه برای معالجه دیوانه و بسیاری دعاهای دیگر که نمونه ای از خرافات رایج بوده است

برچسبها : بینی - رسوم - سنتی - وباورهای - مردم
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 17 شهريور 1388 ساعت 22:10
برج ها وقلعه ها در تهران/برج طغرل | جاذبه های طبیعی تهران

آتشکده ری/ارگ سلجوقیان/استودان گبرها/برج طغرل/برج علاءالدین/برج نقاره خانه/تپه میل/ زندان هارون /قلعه تبرگ /قلعه دولت آباد/گنبد امیراینانج/گورستان وآتشکده زرتشتیان /تپه گبری/چشمه علی

برج طغرل

بنای آجری برج طغرل ،که مساحت آن با احتساب باغ و دیوارهای احداث شده درسال ۱۳۷۹ به ۵۰۰۰ مترمربع می‌رسد، از جمله آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و مربوط به نیمه دوم قرن ششم قمری است‌. ارتفاع برج بدون سقف در حدود ۲۰ متر است‌. از نظر معماری ضخامت دیوار برج از ۱/۷۵ تا ۲/۷۵ متر و قطر داخلی و خارجی آن به ترتیب ۱۱ و ۱۶ متر است‌. سطح بدنه بیرونی برج به ۲۴ ترک تقسیم شده است‌. در قسمت فوقانی برج تزیینات و کتیبه‌ای به خط کوفی وجود داشته که در قرون گذشته از بین رفته است‌. در ۱۳۰۱ ق‌، به فرمان ناصرالدین شاه‌، بخش فوقانی برج که فرو ریخته بود، مرمت و بازسازی شد و آخرین مرمت نیز در سال‌های اخیر صورت گرفته است‌.
    برج طغرل در واقع یک ساعت طبیعی نیز به حساب می آید؛ زیرا معماری آن به صورتی است که در بالای هر ترک‌ چهارو نیم دایره وجودداردکه بیانگر یک ربع ساعت است‌. در بالای آن‌ها نیز شش مستطیل است که هریک ۱۰ دقیقه را نشان می‌دهد. سپس شیارهای ریزتری، به عنوان ثانیه ،وجود دارد که هرگاه خورشید در وضعیت تازه‌ای قرار بگیرد‌، با ایجاد سایه روشن‌ها، زمان دقیق نشان داده می‌شود. ۲ ناودان شرقی و غربی ساعت سه و نه رانشان می دهدو درهای ورودی برج ،در شمال و جنوب آن، نیز ساعت شش و دوازده هستند. گفته می‌شود که این مکان آرامگاه طغرل‌، از سلاطین سلجوقی، است که به دلیل علاقه به نجوم‌این برج را بنیاد گذاشته است‌.
    از ویژگی‌های این محوطه آرامگاه استاد سیدمحمد محیط طباطبایی‌، ادیب معاصر، پدر تاریخ ایران است که وصیت کرده بود، تا به خاطر علاقه خاصی که به این برج و معماری آن داشته است‌، او را در پای این برج به خاک بسپارند

 

 



برچسبها : برج - طغرل - تهران - وقلعه
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 8 شهريور 1388 ساعت 22:14
آبشار دوقلو ولار در تهران | جاذبه های طبیعی تهران

ابشار دوقلو

این آبشار در ارتفاع ۲۷۰۰ متری در زیر پناهگاه شیرپلا قرار گرفته و یکی از زیباترین آبشارهای

ناحیه شمیرانات است. این آبشار از ذوب برف های بلندی های البرز به وجود آمده است و محلی مناسب برای رفع خستگی کوه‌نوردان است.
    از دیگر آبشارهای استان تهران می‌توان به آبشار اوسون در دربند، آبشار پسنگ در مسیر پناهگاه شیرپلا ،آبشار سوتک در شمال غربی دربند و آبشار شکر آب در ناحیه میگون اشاره کرد.
    آبشارهای فصلی دیگری در استان تهران وجود دارد که از ذوب برف ها در بهار و تابستان پدید می‌آیند. مانند آبشار فصلی پیچ آدران در کیلومتر ۱۵ جاده کرج- چالوس، آبشار سنگان در مسیر امامزاده داوود و آبشار منظریه در ناحیه شمیرانات. 
آبشار یخ کوه دماوند نیز یکی از مشهورترین آبشارهای یخی جهان است

آبشار لار

از جاذبه‌های مهم ناحیة لار، آبشار آن است که در محلی در نزدیکی روستای وما واقع شده

است. این آبشار زیبایی خاصی دارد.

 



برچسبها : آبشار - دوقلو - ولار - تهران
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 8 شهريور 1388 ساعت 21:55
ماه رمضان | آداب و رسوم پارسیان
 
ايرانی ها در ماه رمضان که نهمين ماه سال قمری است روزه مي گيرند و اين کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقريباً يک ساعت قبل از اذان صبح غذايي که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هيچ آب آشاميدنی و يا غذايي نمی خورند. سحری که مردم شيراز تهيه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نيايش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شيراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص اين ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبيا و باميه و رنگينک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به ديدن يکديگر می روند و اين ديد و بازديـد را ( ماه رمضانی ) می گويند. شيرازی ها شب های قدر را بسيار محترم می شمارند و دراين شب ها به مساجد و حسينيه ها می روند تا صبح بيدار می مانند ودعا می خوانند.
شيرازی ها آخرين جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گويند در اين روز رسم است که اگر ماه رمضان در تابستان افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های ديدنی شيراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در اين ماه تنها بايد به عبادت پرداخت و بس .
بعضی به پيشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هايي که بشود روزه رفت روزه می گيرند.
در ايام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در اين ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از اين طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گويند . شبچره تنقلاتی است که در اين شب ها مصرف می کنند مثل رنگينک, زليبی «زولبيا» و باميه .
خانواده هايي که دختری را به شوهر داده باشند در اولين ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که يک افطاری کامل تهيه ديده همراه با گلی (در شيراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گويند) مثل گوشواره، انگشتری، سينه ريز، النگو و غيره و به خانه داماد بفرستند. به اين افطاری در شيراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گويند .

شب های احيا :

درشب های نوزدهم، بيستم و بيست و سوم ماه مبارک رمضان شيرازی ها احيا می گيرند د ر اين شبها بعد از خوردن افطاری مومنين به مساجد رفته تا وقت سحر به دعا خواندن و راز و نياز با پروردگار می پردازند که در اين شبها دعاهای مخصوصی می خوانند و قرائت قران در اين شب ها انجام می شود.
روز شهادت مولا علی (ع) شيرازی ها به قبرستان شهر که دار السلام و سفره تربت می گويند رفته ضمن فاتحه از مردگان خود به نذر و نياز می پردازند.

روزه بچه ها :

بچه ها دوست دارند که هنگام سحر کنار سفره نشسته باشند پدر و مادرها بچه ها را تشويق می کنند تا کنار سفره بنشينند و سحری بخورند بچه ها معمولاً نيم روز روزه می گيرند که بدان روزه کله گنجشکی می گويند. اين کار نوعی تمرين است برای بچه ها چون با اين کار آمادگی لازم را به دست می آورند تا وقتی که به سن تکليف رسيدند بتوانند روزه کامل بگيرند.

جمعه الوداعی :

شيرازی ها به آخرين جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گويند. در اين زمينه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تاليف سيد احمد کيليان مطلبی برگزيده شده که می خوانيد :
« شيرازی ها به آخرين جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گويند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شيراز بسيار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ايوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نيت خاصی ازپيش از ظهر و اوايل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند يک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کيسه از دست آقا « پيشنماز و امام جماعت مسجد» يک عده برای نوشتن دعای سياه سرفه روی پوست کدو، يک گروه از دختر های دم بخت به نيت گشايش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نيت گرفتن فرزندشان از شير و خلاصه هرکسی به اميد و نيتی به مسجد جامع می رود.
در مسجد جامع شيراز منبری بلند و بسيار قديمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زيادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نيت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پايين می روند و معتقدند که با اين کار تا سه روز يا سه هفته و يا سه ماه بعد به خانه بخت می روند.
زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و يک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نيت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خيرات کنند. بسياری از زنان عقيده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بيشتر است .
اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهايي که شکم اولشان است مقداری پارچه و ريسمان و قيچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخيه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و اين رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولين لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقيده دارند با پوشيدن اين رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافيت می پوشد و ناخوش و بيمار نمی شود.
مادرانی هم که می خواهند بچه از شير بگيرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شيرين به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه ياسين می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره ياسين را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شير بگيرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شيرين به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره ياسين و ميوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گيرد.

مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان :

بسياری از زنان شيرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله يهوديان بنا شده است می روند بيشترجمعيت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکيل می دهند و اين مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعيت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع ديده نمی شود.
عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حياط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چيند و به اميد برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهيه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهيه کرده اند می فرستند مردم با انجام اين عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح يهوديان هم بيرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند.
روز آخر ماه رمضان که رسيد مردم به پشت بام خانه يا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤيت کنند و اگر رؤيت شود فردای آن روز عيد فطر می باشد.
صبح عيد فطر همه مردم شيراز به مساجد می روند و نماز مخصوص اين روز را می خوانند و افراد خير صبحانه که شامل ( نان، پنير و سبزی ) است در بين مردم تقسيم می کنند و دراين روز نيز بايد فطريه خود را بپردازند. فطريه يک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب بايد کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عيد به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد يا افرادی در منزل کسی باشند بايد فطريه آنها را نيز پرداخت کند. در اين روز مردم شيراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گويند.

خوراکی های ويژه ماه رمضان در شيراز :

1- رنگينک 2- ترحلوا 3- کوفته هلو 4- کشمش پلو 5- قنبر پلو
به طور کلی خوراک هايی در اين ماه بيشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شيرينی ها در اين ماه زليبی و باميه است که بين مردم رواج کامل دارد.
نان شيرين فروش ها هم در اين ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شيرين تهيه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از اين که خوراک را بخورند اين نان را با چای ميل می کنند. کسی که از روزه در می آيد ابتدا يک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شيراز می گويند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بين ببرد.


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 7 شهريور 1388 ساعت 19:13
يلدا | آداب و رسوم پارسیان
شب اول چله بزرگ زمستان را که مقارن با شب اول ديماه است، شب يلدا می گويند در اين شب که بلندترين شب سال است، اکثر خانواده ها در شيراز به شب زنده داری می پردازند. بعضی نيز بسياری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند و برای پذيرايی از آنها و نيز صرف غذا سفره ای می گسترند. اين سفره که بی شباهت به سفره هفت سين نوروز نيست، در اطاقی گسترده می شود، اينه و قاب عکس حضرت علی (ع) در آن قرار می گيرد، يکی دو لاله و چند شمع زيبا و نگين در آن گذاشته و روشن می کنند. در حاشيه آن درظرفی زيبا مقداری اسپند می گذارند و روی آن را آتش می ريزند تا بوی آن در اطاق بپيچد. از ميوه ها انار و مرکبات و به ويژه هندوانه بايد در سفره باشد. از انواع تنقلات نخودچی، کشمش، حلوای ارده و اجيل مشکل گشا و رنگينک و ارده شيره و خرما و انجير نيز درسفره گذاشته می شود.
غذای ويژه سفره شب يلدا هويج پلو است.
شيرازی ها معتقدند که عموم مردم يا گرم مزاجند يا سرد مزاجند و در شب يلدا آنها که گرم مزاجند بايد حتماً انواع خنکی ها مانند هندوانه بخورند تا طبعشان برگردد و سرد مزاج شوند و آنها که سرد مزاجند، بايد در اين شب از انواع گرمی ها مانند: خرما، رنگينک، انجير و ارده شيره بخورند تا مزاج آنها نيز به گرمی برگردد. در اين شب، تا ديرگاهان می نشينند و به شوخی، گفت وگو، خاطره گويي و مشاعره و شب زنده داری می پردازند .
فال حافظ نيز در ميان خانواده ها، بخصوص در اين شب رواج فراوان دارد.


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 7 شهريور 1388 ساعت 19:12
عيد غدير خم | آداب و رسوم پارسیان
18 ذی الحجه نيز يکی ديگر از روزهايی است که برای ايرانی ها عيد می باشد و آن را عيد غدير خم می نامند و ان روزی است که پيامبر(ص) نه روز قبل از وفاتش خلافت را به حضرت علی (ع) واگذار کرد. در اين روز در شيراز مردم به جشن و مهمانی می روند و سعی می کنند که بيشتر مراسم شاد از جمله عروسی را در اين روز بگيرند و عقيده دارند اگر اسباب کشی را دراين روز انجام دهند خوش يمن است و برای آنها شادی به همراه می آورد.


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 7 شهريور 1388 ساعت 19:10
عيد قربان | آداب و رسوم پارسیان
يکی از اعياد بزرگ اسلامی است که در روز دهم ذيحجه هر سال برگزار می شود. در اين روز که حاجيان پس از وقوف در عرفات و مشعر به منی می روند و رمی جمره می کنند. يکی ديگر از واجبات حج که قربانی کردن ( شتر يا گاو و يا گوسفند) است را انجام می دهند و اين روز را جشن می گيرند، گاو و شتر و گوسفند قربانی می کنند و به دوستان و مستحقان می دهند و نماز مخصوص عيد خوانده می شود. مراسم اين عيد در شيراز به طرز بسيار با شکوهی برگزار می گردد. اين عيد را عيد قربان می نامند و معتقدند که اين روز همان روزی است که حضرت ابراهيم خواست پسرش اسحق را (که او را سماعيل می نامند ) برای خداوند قربانی کند. از چند روز قبل از فرارسيدن اين عيد، هر خانواده ای سعی می کند گوسفندی خوب خريداری کند تا آن را قربانی نمايد و به همين دليل هم آن را گوسفند قربانی می نامند .آنها از اين گوسفند خيلی خوب نگاهداری و مراقبت به عمل می آورند گوسفند مزبور بايد کاملاً سالم باشد و هيچ نوع لک يا خالی نداشته باشد تا نموداری از پاکی و پاکدامنی اسحق باشد. روز عيد که فرارسيد قربانی را که با نوارهايي از پارچه هايي رنگارنگ و مهره های الوان و چيزهای ديگر تزيين می کنند و صورت و دست و پا و ساير قسمت های بدنش را با حنا رنگ می کنند. همسايه ها متقابلاً به ديدن يکديگر می روند و با ادای جمله عيد شما مبارک به هم تهنيت و تبريک می گويند.
وقتی گوسفندان قربانی ذبح شد، بدن آن را قطعه قطعه می کنند و به دوستان و اقوام و افراد فقير می دهند. بعضی ها هيچ چيز از آن را برای خود نگاه نمی دارند، اما همه مسلمانان خود را موظف می دانند که مقداری از گوشت حيوان قربانی شده را به افراد فقير بدهند تا بتوانند غذای خوبی با آن درست کنند. در اين روز ايرانی ها غزليات و اشعاری را که به مناسب اين عيد سروده شده اند و از حفظ دارند، مرتباً در کوچه و خيابان می خوانند و سراسر اين روز در شيراز به جشن و شادمانی می گذرد .


برچسبها : -
نوشته شده توسط ahura در 7 شهريور 1388 ساعت 19:09
واویشگاه . . . | غذای گیلکی

مواد لازم جهت تهیه این غذای خوشمزه عبارتند از:

 

گوشت صاف................................400 گرم

پیاز............................................4 عدد

گوجه..........................................3 عدد

نمک ، فلفل و زردچوبه....................به میزان لازم

  

طرز تهیه:

 

گوشت رو قیمه قیمه میکنیم وبا یه لیوان و نیم آب ، زرد چوبه و یه پیاز که 4 قاچ کردیم میذاریم بپزه.

معمولا گوشت تو یه ساعت و نیم می پزه.

 

گوشت رو همیشه با شعله کم میپزیم چون اینطوری هم زود پخته میشه و هم دیر آبش تبخیر میشه.

 

پیاز ها رو خلالی خرد میکنیم ومیریزیم تو ماهی تابه کمی زرد چوبه اضافه میکنیم و هر وقت که آبش کشیده شد روغن میریزیم توش و نیم سرخ میکنیم.

توجه داشته باشین که تو این غذا پیاز باید نیم سرخ باشه ساده تر بگم باید جون داشته باشه.

 

 روش پوست گرفتن گوجه:

 

تو یه ظرف گود آب جوش بریزین و گوجه ها رو بندازین توش و چند دقیقه صبر کنین سپس آب جوش رو خالی و آب سرد بجاش بریزین و دوباره بذارین یه چند دقیقه دیگه بمونه و بعد پوست گوجه ها رو بگیرین.

 

 خوب بعد از اینکه پوست گوجه ها رو گرفتیم و نگینی خرد کردیم ، گوشت پخته شده و گوجه نگینی خرد شده رو به پیاز اضافه میکنیم و با هم تفت میدیم و بعد نمک ، فلفل و زردچوبه میریزیم و چند قاشق آب گوشت هم بهش اضافه میکنیم.

 مزه این غذا زردچوبه ست بنابراین زردچوبه رو نسبت به ادویه های دیگه بیشتر میریزیم .آهان هر وقت که آب گوشت کاملا تبخیر شد غذا آمادست.

 

                                                    



برچسبها : -
نوشته شده توسط فــاطی(رشت) در 25 مرداد 1388 ساعت 18:31
قلعه رودخان | جاذبه های تاریخی گیلان

رودخان نام قلعه‌ای است متعلق به دوره سلجوقیه که بر فراز ارتفاعات جنگلی شهرستان فومن در روستای رودخان بنا شده و 6/2هکتار مساحت و 65 برج و بارو و دیواری به طول 1500 متر دارد.

رطوبت بیش از حد هوا باعث رویش گیاه در لابه‌لای دیوارهای قلعه و پوسیدگی آنها شده، اما با این حال در مقایسه با قلعه‌های دیگر، رودخان سالم مانده است.

قلعه عظیم و شگفت‌انگیر رودخان در ۲۵ کیلومتری جنوب غربی فومن که در حوزه جغرافیایی این شهرستان قرار دارد در قله کوهی در دل جنگل آرمیده است.

برای رسیدن به قلعه پس از عبور از شهر فومن، روستاهای گشت، کردمحله، گشت رودخان، سیاه کش، سیدآباد و قلعه رودخان در جاده ای که نیمی از آن آسفالت و نیمی دیگر خاکی است باید طی مسیر کرد و به روستای حیدرآلات که جاده‌ای اتومبیل رو به آن ختم می‌شود، رسید.

اين مسير تا قلعه را باید با پای پیاده که حدود ۵ کیلومتر است طی کرد. زمان لازم برای طی کردن این مسیر با پای پیاده حدود یک ساعت و نیم است که مقداری از آن را از طریق پله‌های احداثی باید طی کرد.

 

بر اساس تحقیقات انجام شده، این دژ عظیم که به قلعه روخان (رودخان) موسوم است، طى وقایع و رویدادهایى که پس از دوره ساسانى به وقوع پیوست، تخریب شد، اما در قرن ۵ و ۶ هجرى قمرى و در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شد و به همین جهت در شمار قلاع اسماعیلیه مشهور است.

از روستای قلعه رودخان تا قلعه رودخان طبیعت بسیار زیبا و چشم اندازهای زیادی وجود دارد که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند.

در مسیر صعود به قلعه درختانی با قدمت طولانی به سمت آسمان قد علم کرده و نور از لابه لای شاخه‌های این درختان به پایین می‌ریزد.

ارتفاع قلعه بین 665 تا 715 متر از سطح دریا می‌باشد. در سمت راست قلعه، رودخانه‌‏ای به همین نام قرار دارد که از ارتفاعات، سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال در جریان است.

ارتفاع دیوارها متفاوت و از 3 تا 10 متر متغیر است و در ‏نقاط نفوذپذیر قلعه، دیوارها و باروها قطور و ارتفاع بیشتری دارند.

 

انتخاب مکان مناسب، ‏بهره گیری از مصالح مقاوم، استفاده از شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال ‏هندسی متنوع، عظمت خاصی به این مجموعه داده است. فرم کلی قلعه نامنظم است ‏و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است.‏

بخش غربی، شامل دروازه ورودی، چشمه، حوض، آب انبار و سردخانه، حمام، آب ریزگاه، شاه نشین ‏و تعدادی واحد مسکونی که به وسیله برج و باروهایی محصور شده اند.

قلعه کلا دارای ‏دو ارگ و 16 قراول خانه است. ارگ یا شاه قلعه در دو طبقه و از آجر ساخته شده؛ ‏قراول خانه‌ها به صورت دو طبقه با نورگیرها و روزنه‌های متعدد مسلط بر محیط اطراف ‏است.

در ورودی یا دروازه قلعه، شمالی است و در دو طرف آن دو برج توپر بسیار عظیم ‏ساخته شده است که در گذشته بر بالای آن کتیبه‌ای نصب شده بود.

مساحت بخش شرقی کمتر از ‏بخش غربی است. بناهای موجود در آن بیشتر جنبه نظامی داشته و شامل دروازه ورودی ‏جداگانه با دو برج بزرگ، زندان، تعدادی واحد مسکونی و در اضطراری(دزد در) است.

در ‏دیوار شمالی و جنوبی قلعه و در فواصل نامنظم، برج‌هایی است که بالای آنها اتاق‌های 8ضلعی، از آجر ساخته شده (دیوارهای قلعه، 65برج نگهبانی دارد) و در ‏دیوارها، منافذ و ترکش‌هایی برای دیده بانی و برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی، تعبیه ‏شده است.

 

از وجوه جالب توجه در معماری قلعه رودخان، کاربرد طاق‌های جناغی و انواع ‏مختلف آن و نیز طرح‌های آجرکاری و سنگ چینی است که نشان از دقت نظر سازندگان ‏آن دارد.

                                                                                                                                                                                                                                                                                        

                                                                                                                                                                                                                                                   



برچسبها : قلعه - رودخان - آثار - تاریخی - گیلان
نوشته شده توسط فــاطی(رشت) در 5 مرداد 1388 ساعت 14:19
باقلا قاتق ( خورشت باقلی) | غذای گیلکی

این روزا که پاچ باقلا تازه اومده به بازار حیفه که باقلا قاتق نخوریم پس آستیناتونو بزنین بالا تا امروز نهار یه غذای خوشمزه درست کنیم.

 

قبل از اینکه مواد لازم و بگم اگه به هر دلیلی نتونستین باقلا تازه پیدا کنین میتونین از باقلا خشک استفاده کنین به این صورت که اول باقلا خشک رو بریزین تو یه قابلمه وبعد کمی آب جوش بریزین روش در قابلمه رو به مدت نیم ساعت بذارین و بعد آبش و خالی کنین وپوستشو بگیرین.

 

 مواد لازم برای 2 نفر:

 

پاچ باقلا تازه و پوست گرفته........................2 پیمانه

شوید خشک.............................................4 قاشق غذا خوری

سیر.......................................................2 حبه

تخم مرغ.................................................2 عدد

کره.......................................................50 گرم

نمک ، فلفل و زردچوبه..............................به میزان لازم  

 

طرز تهیه:

 

پاچ باقلا رو با 2 حبه سیر که به صورت خلالی و نازک خرد کردیم به همراه کره و نمک ، فلفل و زردچوبه به مدت 2 تا 3 دقیقه تفت میدیم بعد از اینکه کره به خرد باقلا رفت ، شوید خشک رو اضافه میکنیم  و 2 تا 3 دقیقه دیگه تفت میدیم.

نا گفته نمونه که از شوید تر هم می تونین استفاده کنین.

یک لیوان و نیم آب جوش به غذا اضافه می کنین و میذاریم  3 تا 4 دقیقه  با شعله نسبتا بالا جوش بخوره ،البته شعله نباید خیلی زیاد باشه چون باقلا میترکه فقط به این دلیل یه مقدار شعله رو زیاد میکنیم چون تو این مرحله باید تخم مرغ ها رو به خورش اضافه کنیم.

بعد از اینکه تخم مرغ ها رو به غذا اضافه کردیم به مدت 10 تا 12 دقیقه با شعله ملایم میذاریم تا غذا جا بیافته، البته تو این زمان باقلا نباید له بشه ویادتون باشه که این غذا نباید آب زیادی داشته باشه.

خوب گیلانی ها معمولا این غذا روبا کولی یا ماهی شور یا ماهی دودی ویا ماهی سفید میل میکنن البته زیتون پرورده و ترب سفید یا ماست فراموش نمیشه.

 

                             

 

 



برچسبها : باقلا - قاتق - خورشت - باقلی - غذای - گیلکی
نوشته شده توسط فــاطی(رشت) در 5 مرداد 1388 ساعت 14:07
تله کابین توچال | جاذبه های طبیعی تهران

تله‌کابین توچال در پایان خیابان ولنجک و در ۳ کیلومتری میدان تجریش در منطقه شمیرانات واقع شده‌است.

این تله‌کابین دارای سه خط اصلی و سه خط تله‌سی‌یژ و یک خط تله اسکی می‌باشد. روی هم رفته درازای سه خط اصلی تله کابین نزدیک به ۷۵۰۰ متر می‌باشد که در میان تله کابین‌های نصب شده در دنیا یکی از طولانی‌ترین خطوط تله کابین پیوسته به شمار می‌رود سرعت حرکت کابین‌ها در مسیر تله کابین، ۴ متر بر ثانیه می‌باشد.

 



برچسبها : تله - کابین - توچال
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 30 تير 1388 ساعت 20:16
فشم | جاذبه های طبیعی تهران

فَشَم یکی از شهرهای استان تهران در ایران است. این شهر در بخش رودبارقصران شهرستان شمیرانات قرار دارد و در گفتار عامیانه بیشتر با نام اوشون-فشم مشهور است.

فشم در ۲۵ کیلومتری شمال شرقی شهر تهران و در مسیر جاده لشگرک قرار گرفته. اوشان، فشم، میگون دارای باغ‌های میوه بسیار هستند و هوای آن در بهار و تابستان معتدل است.

روستاهای ایگل، آهار و شکراب در مسیر اوشان و همچنین روستاهای امامه در مسیر فشم و پس از آن در مسیر راست از دوراهی فشم روستاهای زایگان (زاگون)، لالان (لالون)، آبنیک (اونک)، گرمابدر، جانستون و در مسیر چپ از دوراهی فشم روستاهای میگون، شمشک، دربندسر از مناطق تفریحی‌اند



برچسبها : -
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 30 تير 1388 ساعت 20:05
نمایی از برج میلاد/تهران | جاذبه های طبیعی تهران

برج میلاد نام آسمان‌خراشی چندمنظوره است که در شمال غربی تهران، پایتخت ایران قرار دارد. برج میلاد بلندترین برج ایران، چهارمین برج مخابراتی و هشتمین برج بلند جهان است. این برج با ۱۳ هزار متر زیربنا از نظر وسعت کاربری سازه‌ی رأس برج در میان تمامی برجهای دنیا مقام نخست را دارد. این سازه به خاطر ارتفاع بلند و شکل ظاهری متفاوتش، تقریباً از همه جای تهران نمایان است و از این رو، یکی از نمادهای پایتخت ایران به شمار می‌آید

برج میلاد و مجموعه یادمان بخش کوچکی هستند از طرح بزرگ شهستان پهلوی که پیش ازانقلاب اسلامی ایران طراحی شده و در دست احداث بود.پیشنهاد ساخت یک برج و تالار نمادین برای شهر تهران در سال ۱۳۷۰، در زمانی که مسعود رجب پور شهردار تهران بود، مطرح شد و در پایان سال ۱۳۷۲، محل کنونی از میان ۱۷ نقطه پیشنهادی ساخت آن برگزیده شد.

کلنگ ساخت این برج در سال ۱۳۷۶ به مناسبت یکصدمین زادروز روح‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با نام میلاد به زمین زده شد. ساخت این برج ۱۱ سال به درازا انجامید. در ۸ سال نخست تنها ۴۰ درصد از برج تکمیل شده بود، اما با سرعت بخشیدن به پروژه ۶۰ درصد بعدی در ۳۰ ماه ساخته شدپس از ۱۱ سال از شروع ساخت و در روز ۱۶ مهر ۱۳۸۷; برج میلاد با حضور نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای اسلامی شهر تهران و محمدباقر قالیباف، شهردار تهران با شعار «آسمان نزدیک است» بازگشایی شد. این مراسم را بیش از ۲۵۰ خبرنگار ایرانی و خارجی پوشش دادند.

برج میلاد، میان تپه‌ای با مساحت تقریبی ۱۴ هکتار واقع در جنوب محله شهرک غرب و شمال کوی نصر در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار دارد. از نظر مختصات جغرافیایی، سازه برج در ۵۱ درجه، ۲۲ دقیقه و ۳۲ ثانیه طول شرقی و ۳۵ درجه، ۴۴ دقیقه و ۴۰ ثانیه عرض شمالی قرار گرفته‌است.

این محل پس از بررسی و مطالعه ۱۷ نقطه مختلف شهر تهران توسط یک گروه شامل تیم شهرسازی، تیم مطالعات تلویزیون، مخابرات، راه و ساختمان، اقتصادی، معماری، هواشناسی، تیم مطالعات ترافیک و تیم ژئوتکنیک برگزیده شده‌است.

مهمترین پارامترهایی که در انتخاب این محل مد نظر قرار گرفته به شرح ذیل است:

قابلیت انطباق بر یکی از هسته‌های شهری

دسترسی همگانی با سطح سرویس‌دهی مطلوب

قرارگیری در مرتفع‌ترین نقاط شهر

اشراف بر زیباترین مناظر و نقاط شهر

فضائی لازم جهت عملکردهای پیشنهادی و توسعه آتی

مجهز بودن به تاسیسات زیر بنایی

فاصله مناسب با پایانه‌های مهم مانند فرودگاه و ایستگاه راه‌آهن

ایجاد پوشش تلویزیونی

قابلیت ارتباط و دید مستقیم با ایستگاه‌های مخابراتی

استقرار در میان کاربری‌های هماهنگ و غیر مزاحم

استقرار در امتداد محورهای عمده شهر

پتانسیل برقراری ارتباط بصری با دیگر نشانه‌ها و فضاهای شهری

قابلیت برخورداری از فضاهای سبز و یا دیگر عناصر طراحی محیطی

از نظر راه‌های دسترسی و حمل و نقل، برج میلاد دارای شرایط بسیار مطلوب و استثنایی است.

این مجموعه در میان چهار بزرگراه اصلی تهران یعنی بزرگراه‌های همت، چمران، حکیم و شیخ فضل‌الله نوری قرار دارد، همچنین خط اختصاصی از یکی از ایستگاه‏های مترو و تدارک امکانات حمل و نقل هوایی برای ارتباط سریع با فرودگاه نیز برای آن پیش‌بینی شده‌است.

[کاربری‌ها

برج میلاد با هدف احداث سازه‏ای به یاد ماندنی و به عنوان نمادی برای شهر تهران و به منظور رفع نیازهای مخابراتی و تلویزیونی تهران ساخته شده‌است.

کارکردهای عمده این برج به شرح زیر است:

ایجاد و گسترش شبکه دسترسی بدون سیم

ایجاد زیرساخت مناسب برای سیستم‌های جدید تلویزیونی

بهینه‌سازی پوشش رادیو و تلویزیونی

کاربری‌های هواشناسی و کنترل ترافیک

گسترش و بهینه‌سازی پوشش شبکه‌های بی‌سیم و پی‌جو

ایجاد جاذبه گردشگری و بهره‌مندی از فضاهای گردشگری، تجاری و فرهنگی (رستوران‌ گردان، سکوی دید، نگارخانه هنری، گنبد آسمان، موزه انقلاب اسلامی) 

[امکانات ویژه برج

بالابرها: برج دارای شش بالابر (آسانسور) اصلی خواهد بود که به‌صورت زیر تفکیک می‌شود:

  • بالابر میهمان ۲ دستگاه
  • بالابر خدماتی ۱ دستگاه
  • بالابر خدماتی و تلویزیونی و مخابراتی ۱ دستگاه
  • بالابر رستورانِ گردان ۱ دستگاه
  • بالابر گنبد آسمان ۱ دستگاه
  • علاوه بر اینها یک بالابر بین طبقات رأس حرکت خواهد کرد.

رستوران گردان

محیطهای رو باز و سر بسته برای بازدید از شهر

نمایشگاه دفاع مقدس در سرسرا (لابی)

امکانات ویژهٔ مخابراتی

امکانات ویژهٔ تلویزیونی

دکل مخابراتی با آنتهای متفاوت

کافه‌تریا در رأس

نگارخانهٔ آزاد هنری

امکانات فروشگاهی در سرسرا

فضاهای خدماتی

 



برچسبها : نمایی - برج - میلاد - تهران
نوشته شده توسط مرجـــــان(تهران) در 29 تير 1388 ساعت 15:18
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  
لیست برچسبهای وبلاگ
منطقه - rray - بودیم - ابونصر - پیشنهاد - سعد - افسانه - کابین - حالیه؟ - میلاد - قورمه - تحول - سعدی - دیوانخانه - دار - معما - ککها - خورشت - جدا - های - شیخ - سعدیه - آباد - روشن - چنان - اسمان - خود - بین - طهران - کجای - نما - ازادی - جهانی - چهل - هفت - دنیا - تنان - اولین - قلعه - کورش - چاه - آقاباباخان - بقعه - خواجوی - سوغات - نشکستیم - میخیزد - اوج - دشت - عمرِ - میوه - چند - مارگون - خواهد - آتشکده - آبشارها - مازندران - تولدش - دعوت - کاشف - قبر - کوهمره - کریمخانی - صمیکان - آبشار - باز - دوباره - مرا - بهارامد - کرمانی - جوشک - اول - نداشته - دریافت - تون - دخترا - مهارلو - تله - فصله - مهر - کشی - نور - یوسف - باقلی - قدیم - کاخ - چشمه - تنگت - ادرس - تهران - روستای - مرتاض - خلیج - موفقیت - جهان - اگر - هخامنش - یار - جاذبه - نامه - شمس - رودخان - نقاب - حرف تازه - استاد - دارد - موزه - گشت - اذرماهی - نظری - بانو - داریوش شاه - ارژن - گروهی - مرد - مست - انگیز - سلام - عمل - بادمجان - بیدل - اواز - بهرام - شاه - برج - نسیم - دود - چیزی - اخه - ابروی - شهیاد - تاریخچه - یلدا - شیرازی - دریاچه - انار - کردی - بادام - علی - قاتق - اعداد - تحویل - موسقی - مادر - شعر - فرمول - آثار - طغرل - شجریان - آمل - برجسته - سوخته - اخرین - بهتره - بدین - فکر - تاریخی - سنتی - سروستان - تلخ - سرده - بَمو - انرژی - سفر - وقلعه - ارگ - جمشید - بخند - سروستانی - الملک - پارسه - یاران - سوی - وماه - شیراز - پاسارگاد - کوزه - خیلی - شکوه - قاسمی - صبح - گلبرگ - ناردشاه - رسوم - فرنگی - بندگی - کلاه - شکر - بهمن - پریشان - نامی - گیلکی - قصر - خیال - حافظ - نادر - پلو - طبیعی - حال - مردم - دریا - دختر - شمع - سکوت - را... - تها - نارنجستان - حالا - مرغ - بینی - لحظه - خطر - قوام - وجود - شد؟ - سرخی - فیلم - مشاهیر - نخود - روشنی - یبهشتی - هایی - الدین - کبــیر - گویش - آزادی - قلات - پست - مدرسه - توچال - عشق - عاشقانه - دلک - بازم - دوپیازه - برد - ورزیدن - تولد - خان - آشفته - قهـــــــــرمان - ایرانی - باغ - دلگشا - نام - همین - داره - شهر - شجاع - همکاری